السيد محمد حسين الطهراني

5

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

چيزى را كه امّت بدان نيازمند باشند فروگذار نكرده است ، مگر آنكه آن را در كتابش نازل نموده ، و براى پيغمبرش عليه السّلام بيان كرده است . و براى هر چيزى ، حدّ و اندازه‌اى مقدّر فرموده است ؛ و براى آن اندازه و حدّ ، دليلى قرار داده است كه بدان حدّ رهنمائى كند ؛ و براى هر كسى كه از آن حدّ و اندازه تجاوز كند نيز قانون و حدّى مقرّر فرموده است . » و نيز كلينى با إسناد خود از معلّى بن خنيس روايت مىكند كه او گفت : حضرت صادق عليه السّلام گفتند : ما من أمر يختلف فيه اثنان إلّا و له أصل فى كتاب الله ؛ و لكن لا تبلغه عقول الرّجال . « 1 » « هيچ امرى نيست كه مورد گفتگو و اختلاف دو تن باشد ، مگر اينكه اصل آن در كتاب خدا موجود است ؛ و ليكن عقل‌هاى مردمان بدان پايه نمىرسد . » [ نقل مرحوم فيض كلامى را از بعضى از اهل معرفت در اينكه قرآن تبيان هر چيز است ] جامع جميع علوم نقليّه و عقليّه ، مرحوم ملّا محسن فيض كاشانى رضوان الله عليه ، در مقدّمهء سابعه از تفسير شريف خود كه بنام « صافى » است ، مطلبى را راجع به آنكه قرآن تبيان كلّ شىء است ، از بعضى از اهل معرفت نقل مىكند كه بسيار لطيف و دقيق و با واقعيّت است ؛ و ما خلاصهء آن را در اينجا ذكر مىكنيم : علم به اشياء براى مردم از دو راه ممكن است پيدا شود : اوّل : از راه مدارك حسّيّه ، يعنى حواسّى كه در انسان موجود است ؛ مانند شنيدن خبرى و ديدن چيزى و شهادت دادن كسى ، و از اجتهاد و از تجربه و امثال اينها . اين علم ، جزئى است و محدود ، بواسطهء محدوديّت و جزئى بودن معلومش .

--> ( 1 ) - همان مصدر